تبليغاتX
حق ما
امروز بعد از ظهر شیخ مهدی کروبی و غلامحسین کرباسچی به دانشگاه شیراز رفتند . این جلسه که با استقبال کم نظیر دانشجویان روبه رو شد .این جلسه که در آن اول غلامحسین کرباسچی به انتقاد از دولت و طرح برنامه های اقتصادی کروبی پرداخت و سپس کروبی دلایل حضورش را به خطر افتادن اسلامیت .جمهوریت و ملیت ایران خواند.جلسه پرسش و پاسخی برگزار گردید.و در آن دانشجویان حامی دولتِمیرحسین و نهایتا کروبی به بیان پرسش هایی پرداختند.
+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 7:52 |
change
+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:52 |
+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 8:47 |
+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 8:39 |
 
+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 8:30 |
این روزها سخت ترین و وهن آور ترین ایام زندگی ۲۵ساله ام را پشت سر می گذارم . آنقدر در زوایای پیدا و پنهان ذهنم از سوز وسرمای زمستان دنیا رنجه شده ام که با همه کرختی و سر درگمی باز راهی جز نوشتن نمی یابم. اما اینبار گر چه بعد ها از بابتش تاسف می خورم اما تنها و تنها برای دل درد آلود و خسته ام می نویسم و واقعا نمی دانم که چطور می توانماز دست شومی های تقدیر مفری بیابم.شاید این غم خانه مجازی لحظه ای مجالی دهد برای فرار از سوز زمستانی که می تازد به مغز استخوانم و روحم را در انزوای خود همچون مته سوراخ می کند و صدای گردش مداوم و پیاپی یک واژه در گوشم نفسم را تنگ می کند و روحم را در زنجیر می کشد.می دانم نوشته ام بی معنی غلط و مسخره است اما می نویسم چون این دنیا هم بی معنی غلط و مسخره است.می خواهم به خدا شکایت کنم .اما از چه از خود کرده به او شکایت کنم؟؟؟؟!!!چه بگویم بگویم که من بد کردم پس تو مقصری ؟ْ!بگویم من اشتباه کردم و چرا منتاوان آن را می دهم!اما نه باید بگویم من نادان بودم تو که دانای کل هستی پس چرا این مجال را دادی که چنین کنم؟؟!!آزمایش بود یا انتقام؟یا شاید هر دوی اینها بود از آزمایشت که سر شکسته بیرون آمدم اما خوب انتقامی پس دادم کمرم شکست .شاید همان طور که آنروز....آری آنچه گذشت حقم بود.اما ای خدای بزرگ بخشندگیت را به یاریم برسان .رحمانیتت را به فریادم برسان .دیگر کافیست دیگر نمی توانم .دیگر خسته ام خسته....این بار غم را زا دوشم بردار یا زندگیم را به پایان برسان.یا رب

+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 8:13 |
                                            "اشداء علی الکفار رحماه بینهم"

             برای آنان که تنها گناهشان آزادگی و انسانیت است

برای آنان که سر سیل هجوم نابرابر و ناجوان مردانه متجاوزان جز سینه های پر از درد خود سپری ندارند و جز خون دل سلاحی ...

برای آنان که مرگ شجاعانه را بر زندگی ذلت بار ترجیح می دهند

+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 1:14 |
تو درياي من بودي آغوش وا كن    كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد                      فريبنـده زاد و فريبـا بميرد

شب مرگ از بيـم آنجا شـتابد                         كز مرگ غافل شود تا بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب            كه خود در ميان غزلها بميرد

گروهي برآنند كه اين مرغ شـيدا                   كجا عاشقي كرد ،آنجا بميرد

شب مرگ از بيـم آنجا شـتابد                           كز مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نكته گيرم كه باور نكردم                    نديدم كه قويي به صحرا بميرد

چو روزي ز آغوش در يا برآمد                        شبي هم در آغوش دريا بميرد

تو درياي من بودي آغوش باز كن                 كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

                                                                                   مهدي حميدي شيرازي

+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 3:24 |
بدون شرح
+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 5:26 |

+ نوشته شده توسط محمد صادق ضیغمی در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 3:11 |


Powered By
BLOGFA.COM